Info@IranamZibast.ir

استان مازندران

مازندران استانی در شمال ایران و در کرانه‌های جنوبی دریای خزر می‌باشد. مازندران به ترتیب ساعتگرد با استان‌های گلستان، سمنان، تهران هم‌جوار است. همچنین در غرب آن استان‌های قزوین و گیلان جا گرفته‌اند مردم مازندران به زبان مازندرانی (یکی از زبان‌های ایرانی شاخه شمال‌غربی) علاوه بر فارسی صحبت می‌کنند.

هر ساله بیش از دوازده میلیون مسافر از مازندران دیدن می‌کنند.نام قدیمی و اصلی مازندران طبرستان است که در واقع تپورستان بوده و علت نامگذاری آن وجود قوم ؛البی که درآن وجود دارد به نام قوم تپور می‌باشد که از شهر بابل تا شهر گرگان امتداد دارد و مرکز آنها ساری (در منابع یونانی زاداکرتا) بود

موقعیت جغرافیایی

مازندران به خاطر جغرافیای گوناگون آن که شامل جلگه‌ها، علفزارها، بیشه‌ها و جنگل‌های هیرکانی با صدها گونه گیاهی منحصر به فرد در جهان است و آب و هواهای گوناگون از سواحل شنی با پست‌ترین نقطه، تا کوهستان‌های ناهموار و پوشیده از برف البرز با داشتن یکی از هفت آتشفشان معروف دنیا، کوه دماوند، شناخته شده‌است.

رشته کوه‌های البرز هم‌چون سدی بلند مازندران را به دو قسمت جلگه‌ای و کوهستانی تقسیم کرده است و به همین دلیل این استان از قسمت داخلی ایران جدا شده‌است. بخشی از البرز غربی و البرز شرقی و تمامی البرز مرکزی در این محدوده قرار دارد و شیب زمین از منطقه کوهستانی به سوی جلگه و دریا کاهش می‌یابد. رشته کوه‌های البرز دارای کوه‌های فرعی است که از جنوب به شمال و یا به موازات دریا کشیده شده‌است. از مرتفع‌ترین قلل مازندران می‌توان بادله کوه، کوه چنگی و کوه سفید را در شهرستان ساری نام برد. بلندترین قله‌هایی که به موازات دریا کشیده‌شده‌است عبارتند از سیالان با ارتفاع ۴۱۲۵ متر از سطح دریا و تخت سلیمان با بیش از ۴۰۰۰ متر ارتفاع از سطح دریا در جنوب شرقی شهرستان تنکابن و قله شور، کلارآباد و سیاه سنگ در شهرستان نوشهر.

پیشینه ی تاریخی

درباره تاريخ باستاني استان مازندران اطلاع زيادي در دست نيست و اساساً وضع اقليمي آن اجازه نمي‌دهد ابنيه وآثار معماري پايدار بمانند. درجلگه هاي ساحلي مازندران آثار معتبري از ادوار قبل از اسلام به دست نيامده وحتي از شهرهاي معتبر صدر اسلام (دوره‎‎ پادشاهان طبرستان وديلم) هم به جز آمل و ساري يادگاري بجا نمانده است.

بعداز غلبه آريايي‌هاي مهاجم و مهاجرت بوميان، ساكنان جديد پس از مدتها ظاهراً زيرفرمان هخامنشيان قرار گرفتند. دركتيبه بيستون سرزمين مازندران به نام پشتخوارگي و در اوستا پزشخوارگر آمده است و به نظر مي رسدكه مازندران جزو قلمرو اشكانيان بوده است. هم زمان با فتوحات مسلمانان از سلسله هاي پادوسبانان، آل باوند و افراسيابيان نام برده شده است كه در طبرستان يا قسمتي ازآن حكومت مي كرده اند و استقلال نسبي داشته اند. مورخان درباره‎ اولين حمله‎ مسلمين به طبرستان وحدت نظرندارند. بنا به قول عده اي از نويسندگـان درسال 30 هجري قمري ـ زمان خلافت عثمان ـ اولين بار سعد بن عاص حاكم كوفه درصدد فتح طبرستان برآمد و سرانجام سواحل طبرستان، رويان و دماوند را به تصرف خود درآورد.

درزمان مروان بن محمد(132ـ 126 هـ .ق) آخرين خليفهْ بنـي - اميه ،اهالي طبرستان عليه حكام عرب سر به شورش برداشتند. در دوره‎‎‎ خلافت ابوالعباس سفاح (136 ـ132 هـ .ق ) اولين خليفه عباسي ـ يكي از عاملان وي رهسپار طبرستان شد و با اهالي آن منطفه از طريق صلح و مدارا كنارآمد، ليكن در دورهْ ـ خلافت ابوجعفر منصور (158 - 136 هـ. ق) دومين خليفه عباسي مردم طبرستان براي چندمين بار سر بـه شورش برداشتند. سرانجام طبرستان كاملاً تحت اطاعت اعراب درآمده ولي بعد ازآن نيز در سرزمين طبرستان مانند سابق ،مسكوكاتي باخط پهلوي ضرب شد. سرانجام درسال 167 هجري قمري ونداد هرمز سلسله مستقلي در طبرستان تاسيس كرد.

درقرن چهارم و پنجم هجري، طبرستان ميدان كشمكش سلسله‎ آل زيار و آل بويه از يك طرف و سامانيان و غزنويان ازطرف ديگر شده بود، اغلب اوقات طبرستان تحت اداره امواي آل زياربود. درسال 426 هجري قمري، سلطان مسعــود غزنـــوي از طريق گرگان وارد طبرستان شد و صدمات و خسارات جاني و مالي زيادي به اهالي آن سامان وارد آورد. هنوز اين خرابه ها ترميم نشده بود كه طغرل اول مو‎ْسس سلسله سلجوقي به گرگان و طبرستان حمله ور شد و در سال 606 هجري قمري طبرستان ازجمله كبود جامه به دست سلطان محمد خوارزمشاه افتاد و اسپهيد كبودجامه به نام ركن الدين كبودجامه و فرزندانش به دست سلطان محمد خوارزمشاه اسير شدند.

زماني كه سلطان محمد خوارزمشاه از نبرد با سپاهيان مغول فــرار مي كرد، ركن الدين، مغولان را به جايگاه سلطان محمد هدايت كرد و به اثر اين خوش خدمتي، از طرف مغولان به حكومت كبود جامه رسيد و سرانجام توسط تيموريان بساط حكمراني آنها نيز برچيده شد. بعد از درگذشت اميرتيمور، ســــادات ـ مرعشي با كسب اجازه از شاهرخ ميرزا (850 - 807 هـ. ق) به مازندران برگشتند و به عنوان باج گزار اين نواحي سلطنت كردند.

سرانجام در زمان سلطنت شاه عباس اول به طور كلي قدرت سادات مرعشي از بين رفت. پس ازبرچيده شدن بساط حكومت ملوك الطوايفي طبرستان كه تا سال 1006 هجري قمري ادامه داشت، اين منطقه تحت نظارت شاه عباس اول و سلاطين بعدي سلسله صفوي تامين قرار گرفت. شاهان صفوي در طول هر سال به كرات به عنوان شكار و يا پس از احـداث فرح‌آباد جهت استراحت به اين منطقه سفرمي كردند.

نادرشاه افشار براي مقابله با دشمنان به ويژه دشمنان شمالي و روس هـا، در مازندران يك كارخانه كشتي سازي دايركرد و به رونق هرچه بيشتر منطقه افزود. از دوره فتحعلي شاه قاجار، به منطقه سـر سبز و زيبا و دل انگيز مازندران، به عنوان يك منطقه استراحتي ـ تفريحي توجه گرديده و ناصرالدين شاه طي دوسفر دستور تعمير راه ها و كاروانسراها را صادر كرد. در دوران سلطنت پهلوي منطقه مازندران مانند ساير مناطق كشور از راههاي ارتباطي برخوردار شد و به علت شرايط محيطي و آب وهواي معتدل، چشم اندازهاي زببا نزديكي اش به تهران، محل استراحت و تفريح قسمت اعظم مردم كشور شد.

 

اقوام و زبان

 

ساکنین اولیه استان‌ مازندران‌، از اقوام «آماردها» و «تپورها»، که خود شاخه ای از آریایی ها بودند، تشکیل شده است. این سرزمین به دلیل داشتن شرایط خاص و منحصر به فرد جغرافیایی،

به عنوان یکی از مراکز مهم مهاجرتی کشور به شمار می آید. به طوری که این منطقه، غیر از افراد بومی‌، اقوامی از ‌ بلوچ ها، ترک ها، کردها، لرها، افغان ها، گرجی ها‌ و ارمنی‌ ها را نیز در خودجای‌ داده‌ است‌ که‌ هنوز به طور کامل با اکثر افراد بومی‌ ترکیب‌ نشده‌ و بسیاری‌ از خصایص‌ قومی‌ و فرهنگی‌ خود را حفظ‌کرده‌اند. به عنوان مثال بعضی‌ از تیره‌های‌ ترکی ‌ که‌ در قرون‌ گذشته‌ به‌ منظور جلوگیری‌ از هجوم‌ ترکمن‌ها به‌ این‌ نواحی‌کوچانیده‌ شده‌اند، هم‌ اکنون‌ نیز در مازندران‌ حضور دارند.

زبان اصلی ساکنین مازندران، زبان‌ طبری‌ یا مازندرانی است که آن را بازمانده‌ زبان‌ ایرانیان‌ قدیم‌ یعنی پارسی‌ میانه‌ می دانند. که‌ دیرتر و کمتر از سایر زبان‌ها تحت‌ تاثیر زبان‌های‌ بیگانه‌ای‌ چون‌ مغول‌، عرب و تاتار‌ قرار گرفته‌ است. زبان‌ مازندرانی‌ با لهجه‌های‌ مختلف‌در تمامی‌ نواحی‌ استان‌ متداول‌ است‌.

بر اساس اسناد و مدارک به دست آمده؛ پادشاهان طبرستان تا قرن ژنجم هجری، به خط پهلوی می نوشتند و سکه می زدند. دو کتیبه که به خط پهلوی در رِسِکت، واقع در دودانگه ساری، و گنبد لاجیم واقع در سوادکوه به دست آمده است گویای این مطلب است.

موقعیت اجتماعی و اقتصادی

مطابق نتايج سرشمارى عمومى نفوس و مسکن آبان‌ماه ۱۳۷۵، جمعيت استان اندکى بيش از ۰۰۰‚۶۰۰‚۲ نفر است که از اين تعداد ۴۵/۸۹ درصد در نقاط شهرى و ۵۴/۱۰ درصد در نقاط روستايى سکونت داشته و بقيه غيرساکن بوده‌اند. در همين زمان، از کل جمعيت استان، ۸۴۱‚۲۹۶‚۱ نفر مرد و ۱۶۷‚۳۰۵‚۱ نفر زن بوده‌اند. نسبت جنسى جمعيت استان برابر ۹۹ است، ‌ به عبارت ديگر، در اين استان در مقابل هر ۱۰۰ نفر زن، ۹۹ نفر مرد وجود داشته است. از جمعيت اين استان ۳۶/۳۳ درصد در گروه سنى کمتر از ۱۵ ساله، ۵۸/۹۳ درصد در گروه سنى ۶۴-۱۵ ساله، ۴/۶۹ درصد در گروه سنى ۶۵ ساله و بالاتر قرار داشته‌اند و سن بقيهٔ افراد نيز نامشخص بوده است.

در آبان ۱۳۷۵، از جمعيت استان ۹۹/۷۰ درصد را مسلمانان تشکيل مى‌داده‌اند. اين نسبت در نقاط شهرى ۹۹/۵۷ درصد و در نقاط روستايى ۹۹/۸۰ درصد بوده است. در فاصلهٔ سال‌هاى ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ تعداد ۲۴۶‚۳۴۷ نفر به استان وارد و يا در داخل آن جابه‌جا شده‌‌اند. محل اقامت قبلى ۲۵/۸۰ درصد مهاجران ساير استان‌ها، ۲۰/۱۰ درصد شهرستان‌هاى ديگر همين استان و ۵۳/۳۸ درصد در شهرستان محل سرشمارى بوده است. محل اقامت قبلى بقيهٔ افراد، خارج از کشور يا اظهار نشده است. در آبان ۱۳۷۵، از ۴۸۶‚۳۱۹‚۲ نفر جمعيت ۶ ساله و بالاتر استان، ۸۰/۷۸ درصد باسواد بوده‌اند. در سال مذکور، از شاغلان ۱۰ ساله و بالاتر ۳۱/۳۱ درصد در گروه کشاورزى، ۲۳/۸۷ درصد در گروه صنعت، ۴۰/۱۴ درصد در گروه خدمات فعاليت داشته‌اند و ۱/۷۷ درصد اظهار نشده و نامشخص گزارش شده است.

مازندران از نظر کشاورزى، دام‌پرورى، صيد ماهى، جنگل‌دارى و صنايع و معادن، وضعيت نسبتاً ممتازى دارد. بيش از ۹۰۰ هزار هکتار از مساحت استان، زيرکشت برنج، پنبه، گندم، ‌ جو، دانه‌هاى روغنى (سويا)، مرکبات و چاى قرار دارد. حدود نيمى از محصول مرکبات کشور از مازندران تأمين مى‌شود. سيب، آلوى قطره طلا و گلابى از ساير ميوه‌هاى استان هستند. در استان مازندران پرورش دام و انواع طيور هم به شکل سنتى و به هم به صورت صنعتى رواج دارد. مرتع قشلاقى، ميان‌بند و ييلاقى آن از کانون‌هاى عمدهٔ رمه‌گردانى و زنبوردارى است. در نوار ساحلى و حاشيهٔ‌ اراضى باتلاقى، پرورش گاو‌ميش نيز رواج دارد. پرورش کرم ابريشم و توليد پارچه‌هاى ابريشمى نيز يکى ديگر از فعاليت اقتصادى در استان است. مجاورت استان مازندران با درياى خزر و جريان رودخانه‌هاى متعدد در آن، زمينهٔ مساعدى را براى پرورش، تکثير و صيد انواع ماهى و توسعه شيلات فراهم آورد است. زغال‌سنگ، سرب، سنگ‌آهک، سنگ مرمريت، نمک‌آبى، پوکهٔ‌ معدنى فلورين، بوکسيت و سيليس از ذخاير معدنى استان هستد که برخى از آن‌ها به طور وسيعى بهره‌بردارى مى‌شود. در استان مازندران صنايع نساجى، غذايى، ساختمانى و الکتريکى توسعهٔ‌ قابل توجهى يافته‌‌اند. گسترش صنايع وابسته به کشاورزى، جنگل و توليد مواد غذايى نيز زمينه‌هاى بسيار مناسبى دارند، ولى از استقرار صنايع سنگين، به ويژه صنايع آلوده‌کننده به دليل حساسيت محيط استقبال چندانى به عمل نيامده است. صنايع دستى استان مازندران شامل قالى‌بافى، گليم‌بافى، حصيربافى، چادر شب و جوراب پشمى، نخ‌ريسى، پارچه‌بافى، ‌ نمد، زيلو، جاجيم، ظروف گلى و وسايل چوبى است که مواد خام آن‌ها در محل تهيه مى‌شود.

ارسال به Deliciousارسال به Diggارسال به Facebookارسال به Google Plusارسال به Stumbleuponارسال به Technoratiارسال به Twitterارسال به LinkedIn Telgram ارسال به

اطلاعات تکميلي

  • نقشه استان: نقشه استان

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

ایــرانم زیبــاست

برآنیم تا با فراهم آوردن بستری مناسب، زمینه های رشد و رونق صنعت گردشگری کشور را فراهم کنیم.
در این راه، با به حرکت درآوردن چرخ های صنعت گردشگری و فرآیند سازی ارتباط موثر و پیوسته تصمیم سازان و تصمیم گیران عرصه گردشگری، شاهد تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی و در نهایت رشد و توسعه و بالندگی ایران اسلامی خواهیم بود.
برای نیل به این هدف استراتژیک و ملی، بی شک نهاد ها و سازمان های دولتی از یکسو، سرمایه گذاران و فعالان عرصه گردشگری، هتل ها و مراکز سیاحتی، آژانس های مسافرتی و ... از سوی دیگر نقشی بی بدیل خواهند داشت.

با ما در تماس باشید

 

شماره تماس:

  02166880893

  09120241707

پست الکترونیک:

info@iranamzibast.ir

support@iranamzibast.ir

 
 کانال رسمی ایرانم در لنزور